|
A Pedagogical Experience In good memory of Russian Makarenko & American Peter F. Drucker |
![]() |
تجربه
اي در پداگوژي يادمان ماكارنكو ي ِ روس و پيتر اف دراكر آمريكائي |
مسعود راجی - 1388
|
We Iranians should not ignore the Pedagogical Experiments of Makarenko. UNESCO named 1988 as the "Year of Makarenko". Ten years later, Sahar, a smart, 19-year old girl with high school diploma in baby-care, and desperate need for a job, any job, was introduced to my computer company that was later renamed to Iranshahr and relocated to Neyshabur. According to the celebrated book of Peter F. Drucker, Management, a six-month training in computer technology can prepare the unskilled individuals for effective and profitable employment by many diverse companies and institutions. Based on our respect for the teachings of Makarenko and the shining hints of Peter F. Drucker, the minimum necessary tools and space were immediately allocated to her so that she can "explore" the fascinating world of computer technologies. Right at the beginning, she was quite clearly an unambiguously told that in her previous job as a baby nurse, her monthly pay was 10,000 toomans, but by helping our pedagogical experiment, she can earn15,000 toomans and learn the skills that enable her get a better and more secure job. Sahar accepted the offer and being a hard working, intelligent and sincere character, she said I can undertake the cleanliness of the office space and the computers, thereby her salary was increased to 18,000. She began learning and practicing fast typing using the sophisticated Word-Perfect software, and then switched to drafting via AutoCAD. Following that, she learnt the Basic programming language and all commands and statements of the DOS operating system. Six months passed. After the Nowruz holidays, she was appraised and advised: "Dear Sahar, now you are characterized and distinguished with good and useful computer skills. So please go and hunt a job for yourself in a company that can afford paying you what you deserve". She departed and two days later was employed in a major engineering consulting firm as a typist with a monthly pay of 50,000 toomans. That company had a large pool of typists and tens of draftsmen that worked with AutoCAD. Thanks to her good English, theoretical knowledge of computer facilities, superior technical skills, and her unique trouble-shooting capability, she was promoted to position of Managing Director's secretary, with a good rise in her salary. We didn't see her for years, but recently, she called to inform us of her present position as network administrator of a major organization, her son's brilliant school grades,...etc. She also asked for a formal Iranshahr certificate for her computer training courses that was promptly prepared, signed, stamped, and mailed to her with the Pishtaz courier. We owe a lot great gurus, the Russian Makarenko and American Peter F. Drucker. Massoud Raji |
تجربيات ماكارنكو در پداگوژي و آموزه هاي استاد پير آمريكائي پيتر اف دراكر براي ما ايرانيان اهميت اساسي دارد. سازمان ملل متحد ، سال 1988 را بنام سال ماكارنكو نامگذاري كرد. دهسال بعد قبل دختري 19 ساله، ديپلمه كودكياري و جوياي كار بنام سحر بما معرفي شد تا با كسب مهارتهاي كامپيوتر شايد بتواند شغل مناسبي پيدا كند. در آن ايام كتاب بزرگي را از آمريكائي صاحبنظر و استاد رشته مديريت، آقاي Peter F. Drucker خوانده بودم بنام Management كه مي گفت يك آموزش واقعي شش ماهه در زمينه كامپيوتر مي تواند فردي فاقد مهارت (و درنتيجه نااميد) را به سطح يك تكنيسين مفيد ارتقاء دهد كه بسياري از موسسات گوناگون بازار كار بتوانند او را استخدام كنند و از كارش بهره مند و سودمند شوند. با توجه به تجربيات ماكارنكو و توصيه Drucker سعي شد وسایل و مقدمات لازم برايش فراهم شود تا بتواند خودش كامپيوتر را "كشف" كند. در همان آغاز كاملا دوستانه ولي روشن و بدون ابهام باو گفته شد : "در آن مهد كودك خصوصي، تو با ماهي 10000تومان و روزي 10 ساعت به كار یکنواخت و تکراری نظافت بچه ها و مهدكودك مشغول بودي و لی كارفرماي بي انصاف اخراجت كرده چون افراد بي مهارت کم نیست که با مبلغ كمتری هم كار كنند. تو بیا و دفتر شرکت محرر را هر روز صبح بازکن و تا آخر وقت بمان و بعنوان حق کارآموزی ماهي 15000 تومان بگیر ولی هيچ وظيفه و تکلیفی نداري جز اينكه با حداقل راهنمائی و کمک ما طرز كار با كامپيوتر راكشف كني و ياد بگيري که چگونه یادبگیری تا بتواني در سطحي بالاتر به شغل محترمانه و حقوق و مزایای این مهارت فنی دست يابي". سحر با خوشحالي پذيرفت. او باهوش، وقت شناس، فعال، جدی و صميمي بود. دو سه روز بعد پيشنهاد كرد كه پاكيزگي محيط كار و كامپيوتر ها باو محول شود و در نتیجه حقوقش به 18000 تومان در ماه افزايش يافت. طي يك هفته تايپ كردن صحيح و سريع را ياد گرفت و بعد از آن به امكانات صفحه کلید و فرامین سیستم عامل کامپیوتر و توانمنديهاي برنامه واژه پرداز Word-Perfect مسلط شد . آنگاه به نقشه كشي با آتوكد روي آورد و سپس زبان برنامه نويسي بيسيك را آموخت . تدريجا همه قابليتهاي سيستم عامل کامپیوتر را بخوبي شناسائي كرد و البته در همه اين مدت اصطلاحات و واژگان انگليسي را هم به درستی و با تلفظ صحیح ياد مي گرفت بطوري كه مي توانست پاسخ پرسشهايش را از Help بدست آورد. شش ماه گذشت.و حقیقتا فرد مفیدی در شرکت شده بود. بعد از تعطيلات نوروز که به سرکار آمد باید باو عیدی می دادم ولی باو گفتم: "سحر خانم حالا شما مي توانيد در موسسات خوبی و بزرگی استخدام شويد كه به اپراتور ماهر کامپیوتر نيازمندند و آنقدر شعور و پول دارند كه باتوجه به مهارتتان ، کار بیشتر و حقوق بهتری به شما بپردازند. اما ما کارهای زیاد و چندان درآمدي نداريم كه حقوق شايسته و متناسب با ارزش كار و مهارتتان را بپردازيم. هنگام آن رسیده كه يك كار كاملا جدي و مستمر را بجوئيد زيرا بازار بزرگ كار هميشه تشنه ي مهارت است، و جوينده يابنده ". او رفت و دو روز بعد در يك شركت خوشنام و بزرگ مهندسين مشاور نفت و نيرو و انرژي اتمي تهران بعنوان تايپيست، با ماهي 50000 تومان استخدام شد كه سي چهل نفر منشی و تلفنچی و تايپيست و دهها نقشه كش داشت. اما بخاطر مهارت عميقتر، دقيقتر و بيشترش، و بويژه آشنائي مفيدش با زبان انگليسي، بزودي سحر خانم ارجمند ما خوش درخشيد . دو ماه نشد كه شغل مهم منشي مدير عامل را بدست آورد و حقوقش افزايشی كلان يافت. مدت کوتاهی بعد ازدواج کرد و در آپارتمان کوچک و خوبی که اجاره کردند زندگی منظم و هدفمندی یافتند. دیگر او را ندیدم ولي طی سالها، دورادور و گهگاه مي شنيدم كه خيلي خوب پيشرفت كرده و همسرو فرزند و زندگي بسيار خوبي دارد. خدا را شكر كه سعي و كوشش هيچكس را بي اجر و پاداش نمي گذارد. پس از سالها، چندی قبل، از تماس تلفنی او به آموزشگاه ايرانشهر بسيار خوشحال شدیم: در يك سازمان بزرگ و مهم، مسئول عمليات و نگهداري شبكه كامپيوترهاست و نمرات فرزندانش عاليست. به حج هم مشرف شده است. تقاضا کرد گواهينامه اي بنویسیم مبني بر اینکه دوره هاي آموزش كامپيوتر را نزد ما گذرانده است زیرا براي تكميل مدارك و سوابق پرسنلي اش لازم بود. آموزشگاه ايرانشهر بلافاصله گواهينامه را تهيه، مهر و امضاء كرد و با پست پيشتاز برايش ارسال نمود. لمثل هذا فليعمل العاملون. نتیجه: اگر کتاب مارکارنکو و کتاب پیتر اف دراکر را نخوانده بودم این تجربه موفق محقق نمی شد زیرا نتیجه آن دو کتاب بود که مرا بفکر تکرار تجربیات موفق آنان انداخت. ما ایرانیان می توانیم و سخت نیازمندیم که از دانش و تجربه ملتها، فرهنگها، و کشورهای پیشرفته و دوست ما بهره گیریم. ملتهای پیشرفته حقیقتا پیشرفته اند. مثلا در استکهلم پایتخت زیبا و پاکیزه یِ کشور صلحدوست و محترم سوئد که مهندس گلچین زاده راهنمایم بود، مخازن مرکز اصلی کتابخانه میراث ملی سوئد را به چشم خودم دیدم. مسئول کتابخانه توضیح داد که اگر همه قفسه های کتابخانه هایشان را در کنار هم بچینند طول آن شش و نیم کیلومتر می شود. در آنجا با شرم ، تاسف و دلسردی بسیار بیاد شهرهای خودمان افتادم که در مراکز آموزش فنی و حرفه ای ، ابفرض که کتابخانه ای داشته باشند، طولش ممکن است به دو سه متر برسد ولی غالبا درشان قفل است. اگر با سکوت، احترام و فروتنی به جهان بزرگ نزدیک شویم و از بحران سازی، هیاهو، و شعارهای توخالی بپرهیزیم ، فضای مثبت، دوستانه، آرام و باثباتی بوجود خواهد آمد تا با اندیشه و کارواقعی، برای میلیونها جوان بیکارمان، کارآفرینی کنیم. |