كار تخصصيِ نيمه وقتِ دانشجویان
مسعود راجی - 1388
| با توجه به تكاليفي كه 60
- 70 ساله ها برای خود تشخيص ميدهند و عميقا احساس مي كنند، و بر اساس
دهها سال تجربه سنجيده و هدفمند در موسسات و شركتهاي معتبر كوچك و بزرگ
ايران وخارج كشور ، براي اشتغال و ارتقاء شما دانشجويان
رشته هاي مهندسي، كامپيوتر و فناوري اطلاعات، توصيه مي شود كه
به موازات تحصيلات دانشگاهي، حتما و جدا كار كنيد نيمه وقت كاركنيد، نه تمام وقت كه مانع تحصيل است و نه پاره وقت که اصطلاحی نازیبا و يادآور گسستگي است. براي موفقيت در كار نيمه وقت، در هر ترم دانشگاه واحدهاي كمتري برداريد . نترسيد كه دوران تحصيلتان در دانشگاه كمي طولانيتر شود زيرا در عوض، فرصت مي يابيد در زمينه هاي ادبي، علمي، فني، هنري، و تخصصي مرتبط با رشته تحصيلي خودتان، كار كنيد و كارمزد بگيريد، تا پيش از پايان دوران دانشگاه، به استقلال مالي ، اعتماد بنفس، خودباوري، شناخت ارتباطات اجتماعی، آشنائی با روابط حاکم بر کار، اهمیت قرارداد، قبول تعهدات، احترام دیگران و كيفيات خوشايند دیگری نائل شويد. از كار نيمه وقتِ خوب، به آگاهي ها، آشنائي ها و تجربياتي مي رسيد كه پس از دوران گذراي دانشگاه به كار خوب و شايسته اي دست يابيد و بتوانيد براي كارفرمايتان موثر و مفيد باشيد تا در برابر دانائي، توانائي و خدمات ارزشمندتان از پرستيژ، حقوق، مزايا، امنيت شغلي، و خلاصه سطح زندگي بهتري بهره مند شويد. يك گزارش واقعي در اوايل دهه 1370 موسس و مديرعامل شركت محرر در تهران بودم. ده دوازده نفر همكارانم همگي دانشجو بودند و در زمينه طراحي نرم افزار، خدمات فني كامپيوتري و آموزش كار مي كرديم. روزي سوار يك پيكان مسافركش شدم. یكي از مسافرانش پيرمرد لنگ، زشت رو و بداخلاقي بودكه غرغر می کرد با همه دعوا داشت. غرولند و هتاكي ميكرد و بقول جوانها حال همه را گرفته بود. ولي راننده جوان و مودبِ پيكان با سكوت يا كلماتي تائیدآمیز سعي ميكرد پيرمرد را آرام كند. وقتي پيرمرد با عصا و وسايل فراوانش خواست پياده شود مدتها معطلمان كرد و پرخاش و غرولندش ادامه داشت. بعد هم براي پول دادن معطلمان كرد و بجاي مثلا 30 تومان نرخ رايج آنروزها 15 تومان داد. راننده پول را گرفت و مودبانه گفت بسلامت. آنگاه درماشين را بست و راه افتاديم. نفس راحتي كشيديم و بين راننده و من كه كنارش بودم چنين گفتگوئي شد: - آقاي راننده رفتار شما با اين پيرمرد خيلي خوب و محترمانه بود - خب خودتون مي گين! پيرمرد بود. احترام پيرها واجب است. - درست، اما در اين دور و زمانه، هيچ راننده اي حوصله تحمل يا سروكله زدن با چنين آدم هاي مزاحم و بداخلاقي را ندارد . - بله ، حق با شماست ولي منهم هنوز راننده حرفه اي نشده ام چون سه روز است شروع كرده ام. - قبلا چه مي كرديد؟ - هيچ. من دانشجوي الكترونيك و كامپيوترم. سال سوم را تمام كرده ام. - عجب! پس چرا مسافركشي مي كنيد؟ انرژي تان را مي گيرد، خسته مي شويد و تحصيلاتتان شديدا لطمه خواهد ديد چون درسها و كارتان همسو نيستند. با اين ترتيب شما نه يك مسافركش حرفه ايِ تمام عيار خواهيد شد ، و نه يك مهندس خوب. - چاره چيست؟ نامزد دارم و به من دانشجو، در رشته الكترونيك و كامپيوتر حداكثر پنج ششهزار تومان مي دهند. - نه. اينجورها هم نيست. به كم و كيف كارتان هم بستگي دارد. به شيوه و سبك مديريت كارفرما هم بستگي دارد. شايد جستجو نكرده ايد. همين امروز يا فردا بيائيد به شركت محرر در کوچه اطلسي خيابان ميرداماد تا با روزي سه چهارساعت كارتخصصي، ماهي 15 - 20 هزارتومان بگيريد. - سكوت فرداي آنروز علي به شركت آمد. پس از کمی گفتگو و پرسش و پاسخ و يكي دو فنجان قهوه با تامل و انديشناك گفت: - بسيار خوب. قبول. اما كار من چيست؟ - شما وظايف مدير فني شركت را عهده دار شويد كه بايد شبكه و يكايك كامپيوتر ها را هميشه روشن و در وضعيت آماده سرويس نگاهدارد. گذشته از آن، در نصب و پشتيباني شبكه هاي مشتريان، برنامه نويسي، رفع مشكلات همكاران و فعاليتهاي جمعي شركت همكاري خواهيد كرد. - من بلد نيستم. فقط برخي درسها را نصفه و نيمكاره و با نمرات ناپلئوني گذرانده ام ولي هيچ تجربه اي ندارم. - مهم نيست. با كاركردن ياد مي گيريد. براي همه دانشجويان، و بخصوص شما كه از كار نمي گريزيد و دشواري را مي پذيريد ، بايد خواندن كتابهاي علمي و مقالات فني، مرور گزارشات و نشريات تخصصي، اجراي آزمايشات عملي، پاسخگوئي به پرسشها ، آزمون و خطا و آموزش ديگران جزو كارهاي طبيعي و عادي روزمره باشد. يقينا بعد از مدتي كوتاه مي توانيد بخش هاي مفيد و موثري از كارهاي فني شبكه و سخت افزارها و نرم افزارها را يكي پس از ديگري بر عهده گيريد. البته در اغلب اوقات من و ساير همكاران هم هستيم و نبايد هيچ مشكلي پيش آيد. نشان به اين نشان كه علي با جديت و علاقه، وقت شناسي، احترام و دوستي، يك برنامه مطالعه و كار را بدرستي تنظيم و تدوين نمود و براستي آغاز و پيگيري كرد. يكايك كارها را بترتيب و پياپي، از آسان به دشوار، و از كوچك به بزرگ، شناسائي كرد و آزمود و رسما بر دوش گرفت. منهم برنامه ريزي مي كردم كه مطالعات و كارهايش در رابطه مستقيم يا غير مستقيم با درسهاي دانشگاهي او باشد. همه چيز بخوبي پيش رفت و همانسال با نمرات ممتاز فارغ التحصيل شد و از سربازي معاف گردید. توانست با يكي از همكلاسهايش و سرمایه صدهزارتومان یک شركت بسیار کوچک طراحي و مهندسي الكترونيك تاسيس كند که بوردهاي الكترونيكي كنترل دستگاههاي الكترومكانيكي طراحي ميكردند و خودشان مي ساختند و لحيمكاري مي كردند. بوردهایشان را به سفارش صنايع جنبي مس و فولاد مباركه اصفهان و برخي موسسات و كارخانجات ديگر می ساختند و مي فروختند. كارشان رونق يافت. چهار پنجسال قبل به تورونتوي كانادا رفت. پس از يكي دو ماه، در يك شركت مهندسي جديدالتاسيس كه حدود 20 كارمند داشت استخدام شد. در دو سه سال بعد كادر فني آن شركت به 70 نفر رسيد و علي مدير فني همان سازمان وتشكيلات كانادائي گرديد كه بيش از 30 مهندس و تكنيسين را هدايت و رهبري مي كرد. آخرين خبري كه از او دارم كارت سبز(Green Card) يا تابعيت (Citizenship) آمريكا را هم گرفته بود و ميخواست برود. هشت توصيه (1) - در دوران تحصيل در دانشگاه بطور نيمه وقت كار كنيد و نخستين و مهمترين كارتان يادگيري زبان انگليسي، یا فرانسه و آلماني (یا حتی روسی و ژاپنی و چینی )باشد زيرا دانستن زبانهاي بين المللي نه فقط یک گذرنامه بسیار موثر و مفید است، بلکه شاه كليد آگاهي و پيشرفت هم است. با دانستن زبان خارجی است که می توانيد خطاها، كمبودها و عيب و نقص برنامه هاي منسوخ و ضعيف دانشگاه را خودتان جبران كنيد. گمان نكنيد كه اين كتابهاي فارسي و برنامه هاي دانشگاهي در زمينه فناوري هاي نو كامل و درست و بروز است. كتابها غالبا حجيم و كم محتوايند و اغلب مترجمان کتابهای علمی و فنی تسلط لازم و كافي را به زبان فارسی، موضوع کتاب و حتی زبان انگليسي ندارند. بسیاری از دانشگاههاي ما فقیر و گرفتار ازدحام دانشجو، كمبود استادان خوب و نبود سنن جافتاده يِ آكادميك اند. ولي مثلا دانشگاه خوشنام و قديمي Caltech - انستيتوي فناوري كاليفرنيا -كه دهها نفر از استادانش جايزه نوبل گرفته اند، بودجه سالانه اش ميلياردها دلار است، و بسياري از پروژه هاي كيهاني و فضائي را با موفقيت اجرا كرده ، بيشتر به كيفيت توجه دارد و از كميت های بدون كيفيت گريزان است چنانكه تعداد دانشجويانش از دو هزار کمتراست. دولی می بینیم که دانشگاههای جدیدالتاسیس ما بدون امکانات لازم و کافی چندین برابر آن دانشگاه دانشجو دارند. با توجه به این واقعیات تلخ، به اطلاعات ناقص، مغلوط، منسوخ و خارج از رده ای که در دانشگاه گرفته اید ننازيد تا در كار و زندگي نبازيد. (2) - بدون يك قرارداد روشن و مدون، براي هيچ فرد، شركت و موسسه اي كار نكنيد. هرگز رايگان يا ارزان كار نكنيد زيرا هم از حضور و هم از كار شما سود پولی مي برند و بايد سهم شما را نخورند بلکه بدون معطلی به خود شما پرداخت كنند بدانيد كه فقط حضور منظم، وقت شناسانه و جدي شما برای کارفرما ، يك بركت، رونق و روشنائي ارزشمند است و آنان موظفند كه متقابلا ، با پرداخت كارمزدتان ، اولا قدرداني كنند و ثانيا تداوم كار خودشان را تضمین کنند. فراموش نکنید و ماخوذ به حیا و خجالت هم نشوید. زیرا اكار يك فعاليت اجتماعي محترم و پيامد يك قرارداد است. و همزادی دارد به نام كارمزد که آن نیز محترم است. هر قرارداد سه ركن دارد: موضوع قرارداد، مدت قرارداد، و مبلغ قرارداد. از امور خيريه كه بگذريم، نام هر فعاليتي كه براي شخص ديگری باشد و او كارمزد ندهد بيگاري يا بردگي است. هرگز نپذيريد. برخي افراد يا موسسات طماع و فرومايه، تحت عناويني مانند ايثار واز خودگذشتگي توقع دارند كه جوانان ما بيگاري كنند. هرگز نپذيريد. زيرا كارمزد ميزان سنجش و ارزش یابی كاري است كه انجام داده ايد و كار شما فقط در صورتي تثبیت و ثبت مي شود كه كارمزد آن پرداخت گردد. ارزش كاري را كه براي ديگران كرده ايد با كارمزدش اندازه گيري كنيد. (3) - فقط كارهائي را بجوئيد كه در ارتباط با رشته تحصيلي شما باشد تا كار شما به درسهايتان کمک کند و درسها به كارتان معنا، گسترش و ژرفا بخشد. (4) - در محيط كار سعي كنيد ازهمه همكارانتان وقت شناس تر، جدي تر، فكورتر، مودب تر و كوشاتر باشيد. (5) - افراد زائد و انگل صفت در همه رده ها و شاخه هاي سازمانها و كارگاهها هستند و با هم همدستند تا حقوق و مزايائي بيش از ديگران گيرند. آنان با پارتي بازي ، مدرك هاي جعلي و تقلبي، يا روابط خصوصي و پنهاني استخدام شده و به انگلهاي رده هاي بالاتر متكي يا آونگان اند. آنان که سواد، تجربه، عرضه و اصولا نيت كار مفيد را ندارند، براي ابراز وجود و يا سلطه بر ديگران، ساعات گرانبهاي كار را با بحث هاي سياسي، غيبت، قضاوت، شكايت، انتقاد، تحريك ديگران، شوخي، خوشمزگي، مسخرگي، نقل فوتبال و فوتسال، برنامه هاي تلويزيون و سخنان پرت و پلاي بي ارتباط به كار و توليد تلف مي كنند و ديسيپلين كارگاهي را بر هم مي زنند. هرگز با آنان دوست و هم سخن نشويد و اجازه ندهيد كه شئونات شريف و متعالي دانشجوئي شما را با اظهارات سخيف و عنيف خود نابود كنند. چنان افرادي طبعا و ذاتا ، شكارچيان جوانان پاكدلي هستند كه گوششان بدهكار باشد! (6) - ارزش کنونی وقت شما باندازه ارزش ساعتکاری است که پس از کسب دانش و مهارت دریافت خواهید کرد. زیرا اگر با کوششهای کنونی خود زودتر به تخصص سطح بالائی برسید به همان اندازه بیشتر درآمد خواهید داشت. زمان شما در دوران تحصیل و دانشجوئی گرانبها ترین زمان شما است زیرا سنگ بنای اساس و شالوده زندگی شما در این دوران گذارده می شود. (7) - زمان شما دقيقا یک ظرف است که مال شما است و مي توانيد آنرا تهي بگذاريد، يا با كارهای كم ارزش یا کارهای پرارزشی پر كنيد و آكنده سازيد. ارزش هر بخش از زمان شما متناسب با دستاوردهاي شما در آن مدت از زمان است. ازينرو، بكوشيد تا بطور پيوسته و فزاينده، به دانش، تجربه، بينش و خرد خود بيفزائيد. بعبارتي ديگر، در قيمت گذاري زمان خود، هر روز ركورد روز قبلي خودتان را بشكنيد. (8) - در پايان قراردادتان، از سازمان كارفرما يك گواهي رسمي و داراي مهر و امضا بگيريد كه بيانگر رضايت كارفرما از حسن رفتار و انجام كارهايتان باشد. آنرا در زمره بهترين و مهمترين مدارك تحصيلي و سوابق كارتان نگهداري كنيد. خواهيد ديد كه در ماهها و سالهاي بعد، چه بهره ها كه نصيبتان خواهد كرد. |
تو كارِ خويش را پي گير، نيكوتر، و خواهي ديد، پيروزي و بهروزي، كه روزي از خدا آيد.