| e e cummings Let It Go | برگردان : مسعود راجي بگذارش برود |
|
let it go- the
smashed word broken
open vow or
the oath cracked length
wise- let it go it
was sworn to
go
let them go- the
truhful liars and
the false fair friends
and the boths and
neithers- you must let them go they
were born
to go
let all go- the
big small middling
tall bigger really
the biggest and all things-let all go
dear
so comes love |
بگذارش برود –
آن كلامِ
لِه
و بشكسته قَسَم
يا همان سوگندي كه تَرَك خورد بتدريج –
رها كن برود.
چون قَسَم ياد شد آنگاه كه ميخواست
رود.
راه ده تا بروند –
راستگويانِ دروغين و
رفيقانِ نكورويِ
دو رو
هر دو را،
هيچكدام
–
بايد ايشان بگذاري
بروند.
زاده گشتند
كه آيند و
روند.
ولشان كن بروند
اكبر و اصغر و اوسط،
و بلندانِ تناور و تنومندترين،
و گرانانِ جهان،
همه را
راهي كن
عشق اينسان آيد. |